متفرقه

نصرت‌الله معتمدی / فردی که لوح هخامنشی را آب کرد و پیکان خرید!

پرونده ناپدیدشدن و نابودی یک لوح طلایی متعلق به دوره هخامنشی، نام نصرت‌الله معتمدی باستان‌شناس و رئیس پیشین موزه ملی ایران را با یکی از پرونده‌های جنجالی میراث فرهنگی کشور پیوند زده است. این لوح که در مجموعه چهار لوح زرین و سیمین کشف‌شده در تخت‌جمشید قرار داشت، در جریان بررسی وضعیت آثار موزه‌ای در دهه ۱۳۷۰ مفقود شد. معتمدی در جریان پیگیری این پرونده اعلام کرد که لوح طلایی را سال‌ها پیش تکه‌تکه کرده، با کمک برادرزنش ذوب کرده و طلای حاصل را به طلافروشان فروخته است.

نصرت‌الله معتمدی

ماجرای این پرونده در سال ۱۳۷۷ خورشیدی، هم‌زمان با بررسی وضعیت نگهداری الواح هخامنشی در موزه ملی ایران، آشکار شد. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های فارسی از جمله روزنامه همشهری و بازنشر آن در رسانه‌های دیگر، به جزئیات کشف فقدان لوح زرین داریوش، اظهارات معتمدی و سرنوشت قضایی پرونده پرداخته‌اند.

چهار لوح زرین و سیمین چگونه کشف شدند؟

در شهریور ۱۳۱۲ خورشیدی، هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت‌جمشید، چهار لوح فلزی شامل دو لوح زرین و دو لوح سیمین کشف شد. این آثار در محدوده کاخ آپادانا و درون محفظه‌های سنگی قرار داشتند. کشف لوح‌ها در جریان کاوش‌هایی صورت گرفت که فردریک کرفتر، معمار و باستان‌شناس آلمانی، در غیاب ارنست هرتسفلد، سرپرست اصلی کاوش‌ها، ادامه می‌داد.

لوح‌ها حاوی کتیبه‌هایی از دوره داریوش اول هخامنشی بودند. نوشته‌های این مجموعه به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی ثبت شده بود و بخشی از آن به قلمرو شاهنشاهی هخامنشی اشاره داشت. ابعاد لوح‌ها حدود ۳۳ سانتی‌متر در ۳۳ سانتی‌متر و ضخامت آن‌ها نزدیک به یک‌ونیم میلی‌متر گزارش شده است.

پس از کشف، دو لوح زرین و سیمین به موزه ملی ایران منتقل شدند و دو لوح دیگر در مجموعه سلطنتی کاخ گلستان نگهداری شدند. دو لوح متعلق به کاخ گلستان بعدها به موزه آزادی، واقع در برج آزادی تهران، انتقال یافتند. پس از انقلاب اسلامی، این دو اثر نیز به موزه ایران باستان منتقل شدند و در نهایت در مجموعه نگهداری آثار موزه ملی قرار گرفتند.

نقش نصرت‌الله معتمدی در پرونده مفقودشدن لوح

نصرت‌الله معتمدی از باستان‌شناسان ایرانی بود که سابقه فعالیت در محوطه‌های باستانی و مدیریت موزه ملی ایران را داشت. او در مقطعی مسئولیت نگهداری و ثبت اموال مربوط به الواح زرین و سیمین هخامنشی را بر عهده داشت. تغییرات مدیریتی و جابه‌جایی مسئولیت‌ها در موزه، زمینه بررسی دوباره وضعیت این آثار را فراهم کرد.

فردی که لوح هخامنشی را آب کرد

بر اساس گزارش منتشرشده از سوی همشهری، در سال ۱۳۷۷ و پس از آنکه مشخص شد یکی از لوح‌ها در محل نگهداری خود وجود ندارد، موضوع به سیدمحمد بهشتی، رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی، اطلاع داده شد. معتمدی که در آن زمان برای فعالیت‌های باستان‌شناسی در تپه زیویه کردستان حضور داشت، به تهران فراخوانده شد.

در جریان پیگیری پرونده، نصرت‌الله معتمدی از ذوب‌کردن لوح زرین خبر داد. مطابق روایت منتشرشده، او گفته بود لوح را به قطعات کوچک تقسیم کرده و با کمک برادرزنش ذوب کرده است. سپس طلای به‌دست‌آمده را به طلافروشان فروخته بود. مبلغ اعلام‌شده برای این معامله یک میلیون تومان بود.

روایت خرید پیکان با پول حاصل از فروش طلا

عنوان خرید پیکان با پول فروش لوح هخامنشی، در سال‌های بعد به بخش شناخته‌شده‌ای از این پرونده تبدیل شد. در برخی روایت‌های منتشرشده، گفته شده است که معتمدی با پول حاصل از فروش طلای لوح قصد خرید خودروی پیکان را داشته یا آن را برای همین منظور هزینه کرده است.

«معتمدی اعتراف می‌کند که یک لوح زرین از چهار لوح هخامنشی را تکه‌تکه و با کمک برادرزنش آب کرده و سپس این لوح ارزشمند را به طلافروشان به قیمت یک‌میلیون تومان فروخته است.»

منبع نقل‌قول: گزارش همشهری، بازنشرشده در رسانه سرپوش در اول خرداد ۱۴۰۲.

سرنوشت قضایی پرونده در سال ۱۳۷۷

میرعابدین کابلی، از پیشکسوتان باستان‌شناسی ایران و از هم‌دوره‌ای‌های معتمدی، در روایت نقل‌شده از سوی رسانه‌ها درباره سرنوشت پرونده گفته است که معتمدی در سال ۱۳۷۷ به دلیل تخریب اموال ملی به پرداخت عین‌المال محکوم و با حکم حبس ابد زندان رفت. در جریان بررسی پرونده، لوح سیمین نیز به مسئولان تحویل داده شد؛ اما لوح زرین که معتمدی از ذوب‌شدن آن سخن گفته بود، دیگر به شکل اصلی خود در دسترس نبود. به این ترتیب، مجموعه چهار لوح زرین و سیمین کشف‌شده در تخت‌جمشید، یک عضو خود را از دست داد.

کتیبه‌ای درباره قلمرو داریوش اول

اهمیت این لوح تنها به وزن و ارزش طلای آن محدود نبود. نوشته‌های آن از اسناد تاریخی دوره هخامنشی به شمار می‌رفتند و اطلاعاتی درباره قلمرو شاهنشاهی و ادبیات رسمی حکومت داریوش اول ارائه می‌کردند. در ترجمه منتشرشده از متن یکی از لوح‌های مشابه، از سرزمین‌هایی از سکستان و سغد تا کوشا و از هند تا اسپارت نام برده شده است.

متن کتیبه‌ها به پژوهشگران امکان مطالعه زبان‌های مورد استفاده در دستگاه اداری هخامنشی و بررسی شیوه معرفی قلمرو شاهنشاهی را می‌داد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا