بحران سوئز (۱۹۵۶) نقطه پایان نفوذ استعماری اروپا در خاورمیانه

بحران سوئز در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک و نظامی پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود. بحران با ملیکردن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر، آغاز شد و به حمله نظامی مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر منجر گردید. این رویداد نه تنها توازن قدرت در خاورمیانه را دگرگون کرد، بلکه پایان عصر استعمار اروپایی و آغاز سلطه دو ابرقدرت جنگ سرد، یعنی ایالات متحده و اتحاد شوروی، را نشان داد.
بر اساس گزارشهای وزارت خارجه ایالات متحده، ملیکردن کانال سوئز در تیر ۱۳۳۵ (ژوئیه ۱۹۵۶) رخ داد و به سرعت به درگیری نظامی در آبان همان سال (اکتبر-نوامبر ۱۹۵۶) انجامید. این بحران، که در جهان عرب به «تجاوز سهجانبه» معروف است، شکست سیاسی بریتانیا و فرانسه را به همراه داشت و جایگاه ناصر را به عنوان نماد ناسیونالیسم عربی تقویت کرد. به گزارش شفق نیوز، اهمیت آن در نشان دادن محدودیتهای قدرت نظامی اروپا در برابر فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک ایالات متحده نهفته است.
کانال سوئز و روابط مصر با قدرتهای غربی
کانال سوئز، که در سال ۱۲۴۸ خورشیدی (۱۸۶۹ میلادی) گشایش یافت، توسط شرکت مشترک بریتانیایی-فرانسوی اداره میشد و مسیر تجاری مهمی میان اروپا و آسیا بود. این کانال دو سوم نفت اروپا را تأمین میکرد و برای بریتانیا، به عنوان امپراتوری استعماری، اهمیت حیاتی داشت. بر اساس اسناد تاریخی، بریتانیا از سال ۱۲۶۱ (۱۸۸۲) مصر را اشغال کرده بود و حتی پس از استقلال رسمی مصر در ۱۳۰۱ (۱۹۲۲)، نفوذ خود را حفظ کرد.
پس از جنگ جهانی دوم، موج استقلالطلبی در مستعمرات بالا گرفت. در مصر، انقلاب افسران آزاد در تیر ۱۳۳۱ (ژوئیه ۱۹۵۲) به رهبری جمال عبدالناصر، پادشاهی فاروق را سرنگون کرد. ناصر سیاست خارجی مستقل پیگیری کرد و از وابستگی به غرب فاصله گرفت. او خرید سلاح از بلوک شرق را آغاز کرد و از جنبشهای آزادیبخش مانند الجزایر حمایت نمود.
در سال ۱۳۳۳ (۱۹۵۴)، توافق خروج نیروهای بریتانیایی از منطقه کانال سوئز امضا شد و تا خرداد ۱۳۳۵ (ژوئن ۱۹۵۶) اجرا گردید. اما تنشها ادامه یافت. ناصر خواستار کمک مالی برای ساخت سد بزرگ اسوان بود، اما ایالات متحده و بریتانیا در تیر ۱۳۳۵ کمک را لغو کردند، به دلیل نزدیکی مصر به شوروی و مخالفت ناصر با پیمان بغداد. لغو کمک، ناصر را به ملیکردن کانال سوئز واداشت تا درآمد آن را برای ساخت سد استفاده کند. بر اساس گزارش وزارت خارجه آمریکا، این اقدام قانونی بود، اما بریتانیا و فرانسه آن را تهدیدی برای منافع خود دانستند.
لیست زمانی خلاصه از رویدادهای اصلی بحران سوئز (۱۹۵۶)
- ژوئیه ۱۹۵۶ – جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر، کانال سوئز را ملی اعلام میکند
- واکنش اولیه – بریتانیا و فرانسه (سهامداران اصلی کانال) بهشدت مخالفت میکنند
- اکتبر ۱۹۵۶ (توافق مخفی سِوْر) – بریتانیا، فرانسه و اسرائیل بهطور پنهانی برای حمله هماهنگ توافق میکنند
- ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ – اسرائیل به شبهجزیره سینا حمله میکند
- ۳۰–۳۱ اکتبر ۱۹۵۶ – بریتانیا و فرانسه به بهانه «حفاظت از کانال» به مصر اولتیماتوم میدهند
- ۳۱ اکتبر ۱۹۵۶ – بمباران مواضع مصر توسط بریتانیا و فرانسه آغاز میشود
- ۵ نوامبر ۱۹۵۶ – نیروهای بریتانیا و فرانسه در پورتسعید پیاده میشوند
- واکنش بینالمللی – آمریکا و شوروی هر دو حمله را محکوم میکنند
- ۶ نوامبر ۱۹۵۶ – تحت فشار شدید بینالمللی، آتشبس اعلام میشود
- نوامبر–دسامبر ۱۹۵۶ – نیروهای سازمان ملل (UNEF) برای نظارت وارد منطقه میشوند
- اوایل ۱۹۵۷ – خروج کامل نیروهای بریتانیا، فرانسه و اسرائیل
- نتیجه نهایی – کانال در کنترل مصر باقی میماند و ناصر به قهرمان جهان عرب تبدیل میشود
علل مستقیم بحران سوئز و برنامهریزی حمله سهجانبه
ملیکردن کانال سوئز در ۵ مرداد ۱۳۳۵ (۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶) اعلام شد. ناصر در سخنرانی مشهور خود در اسکندریه، این اقدام را برای تأمین مالی سد اسوان توجیه کرد. شرکت کانال سوئز عمدتاً در دست سهامداران بریتانیایی و فرانسوی بود و بریتانیا ۴۴ درصد سهام را داشت. آنتوانی ایدن، نخستوزیر بریتانیا، ناصر را با هیتلر مقایسه کرد و ملیکردن را دزدی دانست. فرانسه نیز خشمگین بود، زیرا ناصر از شورشیان الجزایر حمایت میکرد. اسرائیل نگران بسته شدن تنگه تیران و حملات فداییان فلسطینی از غزه بود.
در مهر ۱۳۳۵ (اکتبر ۱۹۵۶)، در نشست محرمانه سِور در فرانسه، پروتکل سهجانبه امضا شد: اسرائیل ابتدا به سینا حمله کند، سپس بریتانیا و فرانسه با بهانه حفاظت از کانال، دخالت نمایند. هدف واقعی، سرنگونی ناصر و بازگرداندن کنترل کانال بود. ایالات متحده از این برنامه بیاطلاع بود و دوایت آیزنهاور، رئیسجمهور، مخالف اقدام نظامی بود، زیرا آن را استعماری میدانست و نگران نزدیکی عربها به شوروی بود.
روند نظامی و دیپلماتیک بحران
حمله در ۷ آبان ۱۳۳۵ (۲۹ اکتبر ۱۹۵۶) با پیشروی اسرائیل در سینا آغاز شد. نیروهای اسرائیلی به سرعت غزه و سینا را اشغال کردند و به نزدیکی کانال رسیدند. در ۹ آبان (۳۱ اکتبر)، بریتانیا و فرانسه بمباران هوایی آغاز کردند و در ۱۴ آبان (۵ نوامبر)، نیروهای چترباز در پورتسعید فرود آمدند. از نظر نظامی، حمله موفقیتآمیز بود و نیروهای مصری عقبنشینی کردند. اما از نظر سیاسی، شکست خورد. آیزنهاور خشمگین شد و با تهدید تحریم اقتصادی، بریتانیا را تحت فشار گذاشت. پوند انگلیس سقوط کرد و بریتانیا به کمک صندوق بینالمللی پول نیاز یافت، که آمریکا مانع آن شد.
شوروی نیز تهدید به دخالت کرد و حتی از موشکهای هستهای سخن گفت. سازمان ملل متحد قطعنامه آتشبس صادر کرد و نیروی اضطراری سازمان ملل (UNEF) برای نظارت بر عقبنشینی مستقر شد. آتشبس در ۱۶ آبان (۶ نوامبر) پذیرفته شد. نیروهای بریتانیایی و فرانسوی تا آذر (دسامبر ۱۹۵۶) و اسرائیلی تا اسفند (مارس ۱۹۵۷) عقبنشینی کردند. کانال تا فروردین ۱۳۳۶ (آوریل ۱۹۵۷) بسته ماند و سپس تحت کنترل مصر گشوده شد.
پیامدهای فوری بحران
ناصر پیروز سیاسی شد و جایگاهش در جهان عرب تقویت گردید. او به قهرمان ناسیونالیسم تبدیل شد و نفوذ شوروی در خاورمیانه افزایش یافت. مصر کانال را حفظ کرد و درآمد آن برای ساخت سد اسوان استفاده شد. برای بریتانیا، بحران فاجعه بود. ایدن در دی ۱۳۳۵ (ژانویه ۱۹۵۷) استعفا داد و هارولد مکمیلان جانشین شد. این رویداد پایان نقش بریتانیا به عنوان ابرقدرت را نشان داد و شتاب استقلال مستعمرات آفریقایی و آسیایی را افزایش داد.
فرانسه نیز تحقیر شد و شارل دوگل را به قدرت بازگرداند، که منجر به ساخت بمب هستهای فرانسه گردید. اسرائیل آزادی کشتیرانی در تنگه تیران را به دست آورد، اما نتوانست کانال را استفاده کند. ایالات متحده نقش میانجی را تقویت کرد و دکترین آیزنهاور در ابتدای ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) اعلام شد، که کمک نظامی به کشورهای خاورمیانه در برابر کمونیسم را افزایش داد.
بحران سوئز Suez Crisis پایان استعمار کلاسیک اروپا را تسریع کرد. بریتانیا و فرانسه نفوذ خود در خاورمیانه را از دست دادند و ایالات متحده و شوروی جای آنها را گرفتند. این رویداد ناسیونالیسم عربی را تقویت کرد و اتحادهای بعدی مانند جمهوری متحده عرب را پدید آورد. در جنگ سرد، بحران شکاف میان متحدان غربی را نشان داد. ایالات متحده مخالف استعمار بود تا عربها را از شوروی دور کند، اما شکست در این هدف، نفوذ مسکو را افزایش داد. شوروی پایگاههایی در مدیترانه به دست آورد و از جنبشهای آزادیبخش حمایت کرد. برای اسرائیل، بحران پیروزی نظامی بود اما انزوای دیپلماتیک آورد. این رویداد زمینهساز جنگ ششروزه در ۱۳۴۶ (۱۹۶۷) شد، زیرا ناصر دوباره تنگه تیران را بست.
تحلیل انتقادی و درسهای بحران
بحران سوئز نشان داد که قدرت نظامی بدون حمایت دیپلماتیک و اقتصادی بیفایده است. بریتانیا و فرانسه نتوانستند در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند، که وابستگی اروپا به ایالات متحده را برجسته کرد. ناصر با ملیکردن کانال، الگویی برای کشورهای در حال توسعه فراهم کرد تا منابع خود را کنترل کنند. اما این اقدام تنشهای بعدی با اسرائیل را افزایش داد.
در عصر جنگ سرد، درگیریهای محلی به سرعت جهانی میشدند و ابرقدرتها تعیینکننده بودند. بحران همچنین نشان داد که استعمار نوین نمیتواند با زور نظامی حفظ شود. در دهههای پسین، کانال سوئز همچنان اهمیت استراتژیک دارد، اما تحت کنترل کامل مصر است و درآمد آن به اقتصاد این کشور کمک میکند.






