ترور ییتساک رابین؛ صلحی که با گلوله کشته شد

ییتساک رابین در سال ۱۹۲۲ در اورشلیم به دنیا آمد، از جوانی وارد فعالیتهای نظامی شد و در جنگهای متعدد نقش کلیدی ایفا کرد. رابین به عنوان فرمانده نظامی شناخته میشد که در جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷ پیروزیهای بزرگی به دست آورد و بعدها دو بار به مقام نخستوزیری رسید. اما آنچه او را از دیگر رهبران متمایز ساخت، تحول عمیق فکریاش در دهههای پایانی عمر بود. مردی که زمانی نماد قدرت نظامی و رویکرد سختگیرانه بود، در اواخر عمر به این نتیجه رسید که ادامه درگیریهای بیپایان تنها به نابودی نسلهای آینده منجر خواهد شد.
این تحول نه از روی ضعف، بلکه از عمق تجربه و واقعبینی ناشی میشد. رابین پس از سالها فرماندهی و مشاهده ویرانیهای جنگ، به این باور رسید که امنیت واقعی اسرائیل تنها با دستیابی به صلح پایدار با همسایگان ممکن است. او که در سال ۱۹۹۲ بار دیگر نخستوزیر شد، مسیر دشواری را برای مذاکره با سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در پیش گرفت. این تصمیم او را در برابر مخالفان سرسخت داخلی قرار داد و در نهایت به قیمت جانش تمام شد. ترور ییتساک رابین در چهارم نوامبر ۱۹۹۵ نه تنها پایان زندگی یک سیاستمدار، بلکه ضربهای مهلک به امیدهای صلح بود که با تلاشهای او شکل گرفته بودند.
زمینههای شکلگیری پیمان اسلو
در اوایل دهه ۱۹۹۰، خاورمیانه در شرایطی پرتنش به سر میبرد. انتفاضه اول فلسطینیها علیه اشغالگری ادامه داشت و حملات پراکنده گروههای تندرو هر دو طرف را فرسوده کرده بود. اسرائیل با چالشهای اقتصادی و اجتماعی روبهرو بود و جهان نیز پس از جنگ سرد به دنبال راهحلهایی برای درگیریهای طولانیمدت میگشت. در این فضا، مذاکرات محرمانهای در اسلو آغاز شد که ابتدا بدون اطلاع عمومی پیش میرفت. نمایندگان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین برای نخستین بار به طور مستقیم و بدون واسطههای سنتی با یکدیگر گفتگو کردند.
مذاکرات که در سال ۱۹۹۳ به اعلامیه اصول منجر شد، نقطه عطفی در روابط دو طرف به شمار میرفت. رابین با پذیرش به رسمیت شناختن سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان نماینده مردم فلسطین، گامی جسورانه برداشت. در مقابل، یاسر عرفات نیز تروریسم را محکوم کرد و حق وجود اسرائیل را به رسمیت شناخت. این توافق اولیه راه را برای خودمختاری محدود فلسطینیها در بخشهایی از کرانه باختری و نوار غزه باز کرد. رابین باور داشت که این گامها، هرچند ناکامل، میتوانند اعتمادسازی کنند و به مذاکرات نهایی برای حل مسائل پیچیده مانند مرزها، اورشلیم و آوارگان منجر شوند. اما این امیدها با مخالفتهای شدید داخلی در اسرائیل روبهرو شد. گروههای راستگرا و مذهبی پیمان اسلو را خیانت به اراضی تاریخی و مذهبی میدانستند و کمپینهای گستردهای علیه رابین راه انداختند.
فضای سیاسی اسرائیل پیش از ترور ییتساک رابین
جامعه اسرائیل در سالهای منتهی به ۱۹۹۵ به شدت دوقطبی شده بود. از یک سو، جریان چپ و میانهرو که از مذاکرات صلح حمایت میکردند، معتقد بودند که ادامه اشغال سرزمینهای فلسطینی به امنیت بلندمدت اسرائیل آسیب میزند. آنان استدلال میکردند که جمعیت فلسطینی رو به رشد، دموگرافی کشور را تهدید میکند و تنها راهحل، جدایی و ایجاد دو دولت است. از سوی دیگر، راستگرایان مذهبی و سکولار، هرگونه عقبنشینی را واگذاری اراضی مقدس تلقی میکردند و آن را مخالف آموزههای تورات میدانستند.
شکاف تنها سیاسی نبود، بلکه به لایههای فرهنگی و مذهبی نیز نفوذ کرده بود. تظاهرات گسترده علیه دولت برگزار میشد و برخی رهبران مذهبی با صدور فتواهایی مانند «دین رودیف» (قانون تعقیبکننده) عملاً رابین را هدف مشروع اعلام میکردند. این فضا، زمینه را برای اقدامات افراطی فراهم آورد. ییغال امیر، دانشجوی حقوق و عضو جناح راست افراطی، تحت تأثیر همین ایدئولوژیها قرار گرفت و تصمیم به اقدام گرفت. او باور داشت که کشتن رابین میتواند روند صلح را متوقف کند و از واگذاری اراضی جلوگیری نماید.
شب چهارم نوامبر ۱۹۹۵، آخرین میتینگ صلح و لحظه ترور
در شامگاه چهارم نوامبر، میدان شاهان اسرائیل (که بعدها به میدان رابین تغییر نام یافت) میزبان تجمعی بزرگ در حمایت از پیمان اسلو بود. بیش از صد هزار نفر گرد آمده بودند تا حمایت خود را از تلاشهای دولت برای صلح نشان دهند. رابین در سخنرانیاش با آرامش و اطمینان از لزوم ادامه مسیر صلح گفت که اکثر مردم خواهان صلح هستند و آماده پذیرش ریسک برای آناند. او همراه با شیمون پرز و عرفات جایزه نوبل صلح را دریافت کرده بود و این تجمع نمادی از امید بود.
پس از سخنرانی، رابین به سوی خودرو رفت. در میان جمعیت، ییغال امیر که پیشتر در تجمعات مخالف شرکت کرده بود، منتظر فرصت بود. او با اسلحه کمری از پشت به رابین نزدیک شد و دو گلوله شلیک کرد که یکی به کمر و دیگری به سینه اصابت کرد. گلوله سوم به یکی از محافظان برخورد کرد. رابین بلافاصله به بیمارستان منتقل شد اما ساعتی بعد درگذشت. این لحظه نه تنها پایان زندگی او، بلکه آغاز پایان امید به صلحی پایدار بود. امیر بلافاصله دستگیر شد و اعتراف کرد که هدفش توقف روند صلح بوده است.
جزئیات ترور و انگیزههای ییغال امیر
1. زمینه خانوادگی و ایدئولوژیک امیر
ییغال امیر در خانوادهای مذهبی و راستگرا بزرگ شد و از کودکی تحت تأثیر آموزههای افراطی قرار گرفت. او دانشجوی دانشگاه بارایلان بود و در جنبشهای مخالف اسلو فعال بود.
2. برنامهریزی پیش از ترور ییتساک رابین
امیر چندین بار فرصت کشتن رابین را بررسی کرد، از جمله در عروسی یکی از دوستان. او اسلحه را تهیه کرد و منتظر لحظه مناسب ماند.
3. انگیزههای مذهبی و سیاسی
امیر باور داشت که رابین با واگذاری اراضی، جان یهودیان را به خطر انداخته و طبق قانون «رودیف» باید کشته شود. او این اقدام را نجاتبخش ملت میدانست.
4. لحظه اجرا
در میدان، امیر از میان جمعیت گذشت و از فاصله نزدیک شلیک کرد. امنیت ضعیف در آن شب، به دلیل تمرکز بر تهدیدهای فلسطینی، فرصت را فراهم آورد.
5. اعتراف و واکنش اولیه
امیر بلافاصله دستگیر شد و با افتخار اعتراف کرد. حتی پس از شنیدن خبر مرگ رابین، درخواست نوشیدنی کرد تا جشن بگیرد.
6. همدستان احتمالی
برادرش هاگای و برخی افراد دیگر نیز در برنامهریزی دخیل بودند و بعداً محکوم شدند.
واکنشهای فوری پس از ترور ییتساک رابین
ترور ییتساک رابین رابین جامعه اسرائیل را در بهت فرو برد. هزاران نفر در میدان تجمع کردند و شمع روشن کردند. رئیسجمهور و رهبران احزاب پیامهای تسلیت فرستادند. شیمون پرز بلافاصله قدرت را به دست گرفت و انتخابات زودهنگام اعلام کرد. اما فضای سیاسی به شدت متشنج شد. چپگرایان راست را متهم به تحریک کردند و راستگرایان تلاش کردند مسئولیت را انکار نمایند.
در سطح بینالمللی نیز واکنشها شدید بود. بیل کلینتون در مراسم تدفین گفت که رابین «جنگجوی صلح» بود. رهبران عرب نیز ترور را محکوم کردند، هرچند برخی گروهها از آن استقبال پنهانی کردند. ترور رابین مستقیماً به پیروزی بنیامین نتانیاهو در انتخابات ۱۹۹۶ منجر شد. نتانیاهو که در کمپین خود امنیت را برجسته کرده بود، با شعارهای سختگیرانه پیروز شد. روند اسلو کند شد و مذاکرات به بنبست رسید. انتفاضه دوم در سال ۲۰۰۰ فضای را کاملاً تغییر داد و اعتماد از میان رفت.







