حق وتو چین/ چرا چین حق وتو دارد؟

حق وتو به پنج عضو دائم شورای امنیت اجازه میدهد از تصویب هر قطعنامه مهمی جلوگیری کنند، حتی اگر اکثریت اعضای شورا با آن موافق باشند. واژه وتو از زبان لاتین گرفته شده و به معنای «من مخالفت میکنم» است. در عمل، استفاده از این اختیار باعث میشود یک کشور بتواند به تنهایی روند تصمیمگیری در مهمترین نهاد امنیتی جهان را متوقف کند.
شورای امنیت مسئول رسیدگی به مسائل مرتبط با صلح و امنیت بینالمللی است. تصمیمهای این شورا میتوانند شامل اعمال تحریمهای اقتصادی، اعزام نیروهای حافظ صلح، صدور مجوز استفاده از نیروی نظامی یا اقدامات دیپلماتیک گسترده باشند. به همین دلیل حق وتو تأثیر مستقیمی بر روابط بینالملل دارد.
اهمیت حق وتو به این دلیل است که مانع از آن میشود که قدرتهای بزرگ جهانی در موضوعاتی که منافع حیاتی آنها را تهدید میکند، تحت فشار اکثریت قرار بگیرند. هنگام تأسیس سازمان ملل پس از پایان جنگ جهانی دوم، بنیانگذاران این سازمان معتقد بودند که بدون اعطای چنین امتیازی به قدرتهای بزرگ، امکان حفظ همکاری آنها در چارچوب سازمان ملل وجود نخواهد داشت.
در عین حال حق وتو همواره یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای ساختار سازمان ملل بوده است. موافقان آن را ابزاری برای حفظ ثبات جهانی میدانند و مخالفان معتقدند که این اختیار باعث ایجاد نابرابری میان کشورها شده و گاهی مانع حل بحرانهای بینالمللی میشود.
تاریخچه عضویت چین در سازمان ملل
تاریخ حضور چین در سازمان ملل با تحولات سیاسی قرن بیستم گره خورده است. زمانی که سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، کرسی چین در این سازمان در اختیار دولت جمهوری چین قرار داشت؛ دولتی که پس از جنگ داخلی چین به جزیره تایوان منتقل شد. در سال ۱۹۴۹ حزب کمونیست چین به رهبری مائو تسهتونگ کنترل سرزمین اصلی چین را در اختیار گرفت و جمهوری خلق چین را تأسیس کرد. با وجود این تحول بزرگ، برای بیش از دو دهه کرسی چین در سازمان ملل همچنان در اختیار دولت مستقر در تایوان باقی ماند.
این وضعیت به یکی از مهمترین اختلافات سیاسی دوران جنگ سرد تبدیل شد. بسیاری از کشورها معتقد بودند که جمهوری خلق چین به دلیل جمعیت بسیار زیاد و کنترل بخش اصلی سرزمین چین باید نماینده واقعی این کشور در سازمان ملل باشد. در مقابل برخی کشورها، به ویژه ایالات متحده در سالهای اولیه جنگ سرد، از ادامه حضور دولت تایوان حمایت میکردند.
سرانجام در سال ۱۹۷۱ مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ۲۷۵۸ را تصویب کرد. بر اساس این تصمیم، جمهوری خلق چین به عنوان نماینده قانونی چین در سازمان ملل شناخته شد و کرسی دائمی شورای امنیت نیز به پکن منتقل شد. از آن زمان تاکنون جمهوری خلق چین یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت باقی مانده است.
چرا چین حق وتو دارد؟
هنگام شکلگیری سازمان ملل در پایان جنگ جهانی دوم، پنج کشور پیروز جنگ یعنی آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا، فرانسه و چین به عنوان اعضای دائم شورای امنیت انتخاب شدند. در آن زمان چین اگرچه با مشکلات داخلی متعددی روبهرو بود، اما به عنوان یکی از قدرتهای اصلی متفقین شناخته میشد و نقش مهمی در مبارزه با ژاپن ایفا کرده بود. به همین دلیل از همان ابتدا در میان اعضای دائمی شورا قرار گرفت.
اعضای دائم شورای امنیت دارای جایگاهی متفاوت نسبت به سایر اعضا هستند. کشورهای دیگر تنها برای دورههای محدود به عضویت شورا انتخاب میشوند، اما پنج عضو دائم دارای کرسی دائمی هستند و علاوه بر آن از حق وتو برخوردارند. پس از انتقال کرسی چین از تایوان به جمهوری خلق چین در سال ۱۹۷۱، تمامی اختیارات مربوط به عضویت دائم و حق وتو نیز به دولت پکن منتقل شد. بنابراین حق وتوی چین نتیجه مستقیم جایگاه این کشور به عنوان یکی از اعضای بنیانگذار ساختار امنیتی سازمان ملل است.
امروزه چین با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر، دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از مهمترین قدرتهای نظامی و سیاسی بینالمللی محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حفظ کرسی دائم چین با واقعیتهای قدرت جهانی نیز همخوانی دارد، هرچند بحثهایی درباره اصلاح ساختار شورای امنیت همچنان ادامه دارد.
سازوکار حق وتو چگونه کار میکند؟
برای تصویب بسیاری از قطعنامههای مهم، حداقل ۹ رأی موافق از ۱۵ عضو شورا لازم است. اما این شرط به تنهایی کافی نیست. اگر یکی از اعضای دائم شامل چین، آمریکا، روسیه، بریتانیا یا فرانسه رأی مخالف بدهد، قطعنامه تصویب نمیشود؛ حتی اگر همه اعضای دیگر از آن حمایت کرده باشند. این رأی مخالف همان چیزی است که به عنوان وتو شناخته میشود.
نکته مهم این است که رأی ممتنع عضو دائم وتو محسوب نمیشود. به عبارت دیگر اگر چین یا هر عضو دائم دیگری از رأی دادن خودداری کند، قطعنامه همچنان میتواند تصویب شود؛ مشروط بر اینکه تعداد آرای موافق کافی باشد. در عمل، هر یک از اعضای دائم میتوانند از منافع راهبردی خود دفاع کنند و مانع تصویب تصمیمهایی شوند که آنها را تهدیدآمیز میدانند.
مدافعان این ساختار معتقدند که بدون وجود حق وتو، قدرتهای بزرگ ممکن است تصمیمهای شورای امنیت را نادیده بگیرند و اعتبار سازمان ملل کاهش یابد. منتقدان اما میگویند که این سیستم گاهی موجب فلج شدن شورا در برابر بحرانهای مهم بینالمللی میشود.
موارد استفاده چین از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل
- ۱۹۷۲ – وتوی عضویت بنگلادش در سازمان ملل چین درخواست عضویت بنگلادش را وتو کرد. دلیل اصلی این اقدام حمایت پکن از پاکستان پس از جنگ استقلال بنگلادش بود.
- ۱۹۹۷ – وتوی مأموریت ناظران سازمان ملل در گواتمالا چین تمدید مأموریت نظامی سازمان ملل در گواتمالا را وتو کرد. علت این تصمیم روابط رسمی گواتمالا با تایوان بود.
- ۱۹۹۹ – وتوی تمدید مأموریت حافظ صلح در مقدونیه چین مانع تمدید مأموریت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در مقدونیه شد. دلیل این اقدام برقراری روابط دیپلماتیک مقدونیه با تایوان بود.
- اکتبر ۲۰۱۱ – وتوی قطعنامه محکومیت دولت سوریه چین همراه با روسیه قطعنامه شورای امنیت علیه دولت بشار اسد را وتو کرد. پکن معتقد بود این قطعنامه میتواند زمینه مداخله خارجی را فراهم کند.
- فوریه ۲۰۱۲ – وتوی طرح انتقال قدرت در سوریه چین و روسیه پیشنویس قطعنامهای را که از طرح اتحادیه عرب برای انتقال قدرت حمایت میکرد وتو کردند. چین تأکید داشت آینده سیاسی سوریه باید توسط مردم این کشور تعیین شود.
- ژوئیه ۲۰۱۲ – وتوی تحریمهای جدید علیه سوریه چین همراه با روسیه با اعمال تحریمهای شدیدتر علیه دولت سوریه مخالفت کرد. این قطعنامه تهدید به اقدامات بیشتر در صورت ادامه درگیریها میکرد.
- مه ۲۰۱۴ – وتوی ارجاع پرونده سوریه به دیوان کیفری بینالمللی چین و روسیه قطعنامه ارجاع جنایات جنگی احتمالی سوریه به دیوان کیفری بینالمللی را وتو کردند.
- ۲۰۱۷ – وتوی قطعنامه مرتبط با سلاحهای شیمیایی سوریه چین و روسیه مانع تصویب قطعنامهای شدند که تحریمهایی را به دلیل استفاده احتمالی از سلاحهای شیمیایی پیشنهاد میکرد.
- ۲۰۱۷ – وتوی تمدید سازوکار تحقیقاتی سلاحهای شیمیایی چین از موضع روسیه حمایت کرد و با ادامه فعالیت سازوکار تحقیقاتی مشترک سازمان ملل و سازمان منع سلاحهای شیمیایی مخالفت نمود.
- ۲۰۰۷ – وتوی قطعنامه مربوط به میانمار چین و روسیه قطعنامهای را که دولت میانمار را تحت فشار قرار میداد وتو کردند. چین اعلام کرد این موضوع یک مسئله داخلی است و تهدیدی برای صلح جهانی محسوب نمیشود.
انتقادات به حق وتوی چین
حق وتو چین مانند حق وتوی سایر اعضای دائم همواره با انتقادهای مختلفی روبهرو بوده است. بسیاری از کشورها و کارشناسان معتقدند که ساختار فعلی شورای امنیت بازتابدهنده واقعیتهای سیاسی سال ۱۹۴۵ است و نه شرایط جهان امروز. یکی از مهمترین انتقادها این است که استفاده چین از حق وتو گاهی موجب جلوگیری از اقدام سریع شورای امنیت در برابر بحرانهای انسانی میشود. منتقدان میگویند زمانی که یک عضو دائم تصمیمی را وتو میکند، امکان واکنش جمعی جامعه جهانی کاهش مییابد.
گروهی دیگر معتقدند که چین در برخی موارد بیش از حد بر اصل حاکمیت ملی تأکید میکند و این رویکرد ممکن است مانع مداخله بینالمللی برای جلوگیری از بحرانهای شدید انسانی شود. از دید این منتقدان، حفظ جان غیرنظامیان باید در برخی شرایط بر اصل عدم مداخله اولویت داشته باشد.
در مقابل، دولت چین و حامیان رویکرد آن استدلال میکنند که مداخلات خارجی در گذشته بارها موجب بیثباتی بیشتر شدهاند و شورای امنیت نباید به ابزاری برای دخالت در امور داخلی کشورها تبدیل شود. آنها معتقدند که وتو میتواند مانعی در برابر تصمیمهای شتابزده یا سیاسی باشد.
بحث درباره اصلاح حق وتو سالهاست در سازمان ملل ادامه دارد. برخی کشورها خواهان محدود شدن این اختیار هستند، برخی پیشنهاد گسترش تعداد اعضای دائم را مطرح میکنند و گروهی نیز خواستار حذف کامل وتو هستند. با این حال هرگونه اصلاح اساسی نیازمند موافقت اعضای دائم از جمله چین است و همین موضوع تغییر ساختار موجود را بسیار دشوار کرده است.
کشورهای دارای حق وتو
در حال حاضر تنها پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل هستند:
- چین
- ایالات متحده آمریکا
- روسیه
- بریتانیا
- فرانسه
این پنج کشور از زمان شکلگیری ساختار کنونی سازمان ملل دارای جایگاه ویژه بودهاند و تنها دولتهایی هستند که میتوانند با رأی مخالف خود مانع تصویب قطعنامههای مهم شورای امنیت شوند.





