بحران کارائیب 1962 (همان بحران موشکی) 13 روز نفسگیر

انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹ نقطه عطفی در روابط آمریکای لاتین و قدرتهای بزرگ بود. فیدل کاسترو با رهبری جنبش انقلابی، رژیم دیکتاتوری فولخنسیو باتیستا را سرنگون کرد و حکومتی نوپا بر پایه اصول استقلالطلبانه و عدالت اجتماعی بنا نهاد. ایالات متحده که پیش از این منافع گستردهای در اقتصاد و سیاست کوبا داشت، با ملیشدن شرکتهای آمریکایی و نزدیکی تدریجی هاوانا به اتحاد جماهیر شوروی، احساس تهدید کرد. این تحولات، کوبا را به کانون تقابل ایدئولوژیک در دوران جنگ سرد تبدیل کرد.
کاسترو برای حفظ استقلال کشورش، به حمایت شوروی روی آورد. نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، نیز فرصت را مغتنم شمرد تا توازن راهبردی را در برابر استقرار موشکهای هستهای آمریکا در نزدیکی مرزهای شوروی (به ویژه در ترکیه) تغییر دهد. ایالات متحده پیشتر موشکهای Jupiter را در ترکیه و ایتالیا مستقر کرده بود که میتوانستند پایتخت شوروی را هدف قرار دهند. این نابرابری راهبردی، خروشچف را به فکر قرار دادن موشکهای مشابه در نزدیکی سواحل آمریکا انداخت. کوبا، تنها ۹۰ مایل دورتر از فلوریدا، مکان ایدئالی برای این اقدام به شمار میرفت.
در تابستان ۱۹۶۲، مذاکرات محرمانه میان مسکو و هاوانا شدت گرفت. کاسترو که پس از شکست عملیات خلیج خوکها (۱۹۶۱) از حمله احتمالی آمریکا هراس داشت، با استقرار موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد شوروی موافقت کرد. این موشکها شامل آر-۱۲ (SS-4) و آر-۱۴ (SS-5) بودند که قابلیت حمل کلاهک هستهای و رسیدن به شهرهای عمده شرق آمریکا را داشتند. عملیات آنادیر (نام رمز شوروی) با ارسال هزاران نیروی نظامی، تجهیزات و موشک آغاز شد.
کشف موشکها، آغاز ۱۳ روز بحرانی
در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۲، هواپیمای جاسوسی یو-۲ آمریکا بر فراز کوبا پرواز کرد و عکسهایی واضح از سایتهای پرتاب موشک بالستیک میانبرد به دست آورد. تحلیلگران سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) بلافاصله متوجه شدند که این تأسیسات در حال ساخت، موشکهای آر-۴ را در خود جای دادهاند. این کشف، شوک عظیمی به دولت جان اف. کندی وارد کرد. رئیسجمهور آمریکا که پیشتر هشدار داده بود هرگونه استقرار تسلیحات تهاجمی در نیمکره غربی تحمل نخواهد شد، اکنون با واقعیتی روبهرو بود که امنیت ملی کشورش را به طور مستقیم تهدید میکرد.
۱۶ اکتبر، کندی کمیته اجرایی شورای امنیت ملی (اگزکام) را تشکیل داد. این گروه شامل برادرش رابرت کندی (دادستان کل)، رابرت مکنامارا (وزیر دفاع)، دین راسک (وزیر امور خارجه) و مکجورج باندی (مشاور امنیت ملی) بود. بحثها بر سر دو گزینه اصلی متمرکز شد: حمله هوایی سریع به سایتها یا محاصره دریایی کوبا. بسیاری از فرماندهان نظامی، از جمله ژنرال کورتیس لمی (رئیس ستاد مشترک ارتش)، بر حمله فوری اصرار داشتند و معتقد بودند هر تأخیری به عملیاتی شدن موشکها منجر میشود. اما کندی، با احتیاط بیشتر، گزینه محاصره را ترجیح داد تا زمان برای دیپلماسی باقی بماند.
در روزهای ۱۷ تا ۲۱ اکتبر، جلسات اگزکام ادامه یافت. عکسهای جدید یو-۲ نشاندهنده سایتهای موشک دوربرد آر-۱۴ نیز بود. این موشکها میتوانستند واشنگتن و دیگر شهرهای کلیدی را هدف قرار دهند. کندی همزمان با حفظ ظاهر عادی فعالیتهای روزانهاش، به بررسی گزینهها پرداخت. او میدانست که هر اشتباهی میتواند به جنگ هستهای تمامعیار بیانجامد. در این میان، شوروی همچنان انکار میکرد که موشکهای تهاجمی در کوبا مستقر شده است.
سخنرانی تاریخی کندی و آغاز قرنطینه دریایی
۲۲ اکتبر ۱۹۶۲، نقطه عطف بحران کارائیب 1962 بود. جان اف. کندی در سخنرانی تلویزیونی مشهور خود، وجود موشکهای شوروی در کوبا را افشا کرد و اعلام نمود که ایالات متحده قرنطینه دریایی بر کوبا اعمال خواهد کرد تا از ورود تسلیحات بیشتر جلوگیری شود. او این اقدام را قرنطینه نامید نه محاصره، تا از بار حقوقی جنگ رسمی اجتناب کند. کندی همچنین از خروشچف خواست موشکها را برچیند و هشدار داد که هرگونه شلیک از کوبا به عنوان حمله شوروی تلقی خواهد شد.
این سخنرانی جهان را تکان داد. میلیونها نفر در آمریکا و اروپا با وحشت به رادیو و تلویزیون خیره شدند. نیروهای نظامی آمریکا به بالاترین سطح آمادهباش (دفکون ۲) رسیدند؛ سطحی که تنها یک گام تا جنگ هستهای فاصله داشت. ناوگان دریایی آمریکا با بیش از ۱۸۰ کشتی جنگی، خط قرنطینه را در ۵۰۰ مایلی کوبا برقرار کرد. سازمان کشورهای آمریکایی نیز از این اقدام حمایت کرد و قطعنامهای برای قرنطینه تصویب نمود.
در مسکو، خروشچف ابتدا با خشم واکنش نشان داد و دستور داد کشتیها به مسیر خود ادامه دهند. اما در ۲۴ اکتبر، بسیاری از کشتیهای شوروی سرعت خود را کاهش دادند یا تغییر جهت دادند. تنها یک نفتکش (بخارست) از خط قرنطینه عبور کرد بدون آنکه متوقف شود. این لحظه، یکی از نفسگیرترین لحظات بحران موشکی کوبا بود؛ جهان در آستانه برخورد مستقیم قرار داشت.
روزهای اوج تنش – ۲۷ اکتبر، سیاهترین روز
۲۷ اکتبر ۱۹۶۲، معروف به «جمعه سیاه»، خطرناکترین روز بحران بود. یک هواپیمای یو-۲ آمریکا بر فراز کوبا با موشک زمین به هوای اس-۷۵ (SA-2) شوروی ساقط شد و خلبان آن، رودلف اندرسون، کشته گردید. همزمان، یک زیردریایی شوروی (بی-۵۹) که حامل اژدر هستهای بود، توسط عمقزنهای آمریکایی محاصره شد. فرمانده زیردریایی دستور شلیک آماده کرد، اما معاونش، واسیل آرخیپوف، با مخالفت مانع شد و فاجعه جلوگیری گردید.
در واشنگتن، اگزکام جلسهای پرتنش برگزار کرد. برخی بر حمله فوری اصرار داشتند. کندی اما همچنان به دنبال راهحل دیپلماتیک بود. در همین روز، دو نامه از خروشچف رسید: یکی پیشنهاد برچیدن موشکها در ازای تعهد آمریکا به عدم حمله به کوبا، و دیگری پیشنهاد مبادله موشکهای کوبا با موشکهای ترکیه. کندی گزینه اول را پذیرفت و برادرش رابرت بهطور محرمانه با سفیر شوروی دیدار کرد تا توافق پنهان بر سر ترکیه را تأیید کند.
پایان بحران کارائیب 1962، توافق و برچیدن موشکها
۲۸ اکتبر، خروشچف در رادیو مسکو اعلام کرد که دستور برچیدن موشکها را صادر کرده است. کندی در پاسخ، تعهد داد که ایالات متحده به کوبا حمله نخواهد کرد. بخش محرمانه توافق نیز شامل برچیدن موشکهای جوپیتر از ترکیه در ماههای آینده بود.
تا ۲۰ نوامبر، قرنطینه دریایی ادامه یافت تا برچیدن بمبافکنهای ایل-۲۸ شوروی نیز تأیید شود. موشکها با نظارت سازمان ملل متحد برچیده و به شوروی بازگردانده شدند. بحران کارائیب به طور رسمی پایان یافت، اما اثرات آن تا سالها باقی ماند.
بحران کارائیب، نزدیکترین نقطه جهان به جنگ هستهای بود. این رویداد، هر دو ابرقدرت را به فکر کاهش تنش انداخت. خط مستقیم ارتباطی (هاتلاین) میان کاخ سفید و کرملین ایجاد شد تا در آینده سوءتفاهمها کاهش یابد. معاهده منع آزمایش هستهای در جو، فضا و زیر آب (۱۹۶۳) نیز نتیجه مستقیم این بحران بود.





