«من از روییدن خار سر دیوار دانستم»؛ شعر کامل و ماجرای انتساب آن به صائب تبریزی

روایت شفق نیوز | بیت «من از روییدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها» سالهاست در فضای ادبی و شبکههای اجتماعی با نام صائب تبریزی منتشر میشود؛ اما بررسی منابع موجود نشان میدهد که درباره انتساب قطعی آن به صائب باید با احتیاط سخن گفت.
در برخی مجموعههای شعر و نوشتههای ادبی، این بیت به صائب تبریزی نسبت داده شده و حتی به عنوان نمونهای از تمثیلهای شعر سبک هندی معرفی شده است.
متن مشهور شعر
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد از این بالانشینیها
اطلاعات درباره بیت
- شاعرِ منسوب: صائب تبریزی و افسر کرمانی
- انتساب قطعی: تأیید نشده است
- صورت مستند در منبع خطی: «من از بیقدری خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نگردد هرگز از بالانشینیها»
- منبع خطی گزارششده: جُنگ لطایفالخیال
- گردآورنده: محمدصالح رضوی
- شماره نسخه خطی: 9359
- سال کتابت نسخه: 1104 قمری
- وضعیت در دیوانهای چاپی صائب: در بررسیهای منتشرشده، این بیت در دیوان چاپی مصحح محمد قهرمان و برخی نسخههای چاپی دیگر یافت نشده است.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم منتسب به صائب تبریزی
من از روئیدن خار بر سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم / که کس ،ناکس نمی گردد از این افتان و خیزان ها
آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون / آن یک شمشیر بران وان دگر نعل خر است
شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است
کره اسب از نجابت در تعاقب می رود / کره خر از خریت پیشاپیش مادر است
کاکل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد / زلف از افتادگی همسان مشک و عنبر است
نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست / روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است
دود گر بالا رود کسر شان شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
شعر منتسب به افسر کرمانی
بلندی یافت کوه از پای در دامن کشیدنها / سرِ سیلاب بر سنگ آمد از بیجا دویدنها
من از بیقدریِ خارِ سرِ دیوار دانستم / که ناکس، کس نمیگردد از این بالا گزیدنها






